السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

663

تعليقات نقض ( فارسى )

در كتاب تاريخ الوزراء مسطور است كه : شرف الدين مذكور در اقسام فضل و ادب و تبحّر در لغات عرب يگانهء روزگار بود و بسيارى از اوقات شريف را در مطالعهء علوم معقول و منقول صرف نموده بر جادّهء امانت و تقوى مدّة العمر ثبات قدم ورزيده با وجود علوّ شأن هرگز پيرامن عجب و نخوت نگرديد چند گاه بوزارت سلطان محمود و مسترشد عبّاسى اشتغال داشت و بعد از شهادت مسترشد به خدمت سلطان مسعود بن محمّد بن ملكشاه رفته مدّت هفت سال ديگر علم وزارت برافراشت . ( تا آنكه گفته ) بالجمله انوشيروان تا آخر ايّام حيات بفراغت روزگار گذرانيد و در عين نيكنامى متوجّه عالم باقى گرديد و كتاب نفثة المصدور از جملهء مصنّفات اوست » . بقيّهء ترجمهء اين وزير در آخر همين تعليقهء 96 خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . امّا « عزيز الحضرة علىّ بن عمران الكاشى كه وزير و مشير ملك سلاطين بوده » گويا مراد همان شخص است كه از امراى سلطان مسعود غزنوى بوده و ما در سابق در ترجمهء « علاء الدوله يزد و اسلاف او » بنقل كلامى مفصّل كه مشتمل بر جنگهاى او در معيّت و همراهى تاش فرّاش والى رى از طرف سلطان مسعود غزنوى بوده با علاء الدولهء يزد نقل كرديم فراجع ان شئت ( ص 640 - 644 ) . اقبال آشتيانى در تاريخ عمومى و ايران ( ص 170 ) گفته : « در همان سال فوت محمود و مراجعت مسعود بنيشابور چنان كه اشاره كرديم علاء الدولهء كاكويه از خوزستان باصفهان آمد و به سهولت اين شهر و همدان و رى را متصرّف شد و بتعرّض املاك انوشيروان بن فلك المعالى زيارى كه تحت امر غزنويان ميزيست شروع نمود و خوار و ورامين و دماوند را از عمّال او گرفت . انوشيروان بسلطان مسعود توسّل جست و مسعود از خراسان سپاهى بمدد انوشيروان فرستاد . اين سپاهيان به يارى علىّ بن عمران از اصحاب انوشيروان و از ممدوحين منوچهرى دامغانى رى را از علاء الدوله پس گرفتند و علاء الدوله در جنگ زخم برداشت و بيكى از قلاع پانزده فرسخى همدان گريخت . بعد از فرار علاء الدوله انوشيروان در رى بنام سلطان مسعود خطبه خواند و مسعود هم يكى از رجال خود را كه تاش فرّاش بود در تاريخ 422 بحكومت رى و بلاد جبل مأمور كرد ، علاء الدوله